دوستی!

دوست صمیمی به چه دوستی میگن؟

من هیچوقت دوست صمیمی نداشتم. همیشه همون مقدارِ غیرصمیمیِ رابطه ی دوستی برام کافی بود به خاطر همین من با همه دوست بودم ولی بقیه باهم دوستان صمیمی بودن!

البته میدونم که این به خاطر یه سری ویژگی های فردیِ و یه سری مسائلِ...

میدونم که آدم های زیادی مثل من هستن که با خوندن این متن بگن منم همینطور! :)

و در مقابل آدم هایی که بگن چطور آدم میتونه بدون دوست صمیمی زندگی کنه؟! :)

خیلی ها هم حتی یه دوستِ ساده هم ندارن و باید ازشون پرسید آیا این موضوع آزار دهندست؟

یادت میاد؟

بچه که بودم تو روستا زندگی می‌کردم، چسبیده به خونه ی پدربزرگم خونه ی ما بود. چندسالی تو یه حیاط زندگی کردیم و بعدش رفتیم شهر. هروقت که میرم روستا تلاش میکنم چیزهای بیشتری از اون خونه و اتفاقاتش یادم بیاد ولی جز دو سه تا خاطره چیز دیگه ای نمیتونم به یاد بیارم. یه سری خاطره ها هم حاصل تعریف و تکرار بقیه است...

دلم میخواد از اون روزها بیشتر بدونم پس با خودم میگم کاش یه دفتری نوشته ای از اون زمان ها بود و الان میخوندمش

ولی خب مادرم برای اینکارا وقت نداشت اگرم داشت اهلش نبود تنها چیزی که دارم تاریخ یه سری اولین ها تو زندگیمه! که خب بابت ثبت اونها ازشون ممنونم!